|
ارگ بم دیگری بسازید
علی قائم مقامی (مطرب)
SiahSepid.com
فریاد ز دلهای پر ا ز خون
فریاد ز سرزمین شبگون
فریاد ز سردی و سیاهی
فریاد ز آنهمه تباهی
آنقدر ز جانمان نجوشید
تا آنکه زمین بم خروشید
غرید و فرونشاند بر خاک
جانهای هزارها دل پاک
در بهت جدائی عزیزان
درمانده شدیم و اشکریزان
بر خاک نشاند ارگ بم را
ویرانه نمود بیش و کم را
ارگی که بنش ز پایداری
استورهء صبر و استواری
ارگی که شمیم آن، شهامت
تندیس خروش و استقامت
می داشت به خود طنین این پند
کوشید و رها شوید از بند
گویا که زمین دگر نخسبید
وز درد سکون ما، بجنبید
گفتا که سکوت پیشه کردید
در بستر جهل ریشه کردید
دیگر چه نیاز ارگ بم را
آنرا که به سینه کشته دم را
ویران کنم این بنا که شاید
این کهنه سکوتتان سر آید
فریاد ز غصه ها بر آرید
در دل علم ظفر بکارید
باری ز طنین گرم وحدت
بشکسته غروب سرد وحشت
با نعره نهید در جدایی
پایان به طلسم بی صدایی
بر لشکر خائنان بتازید
یکدم ره کاوه پیشه سازید
بر قلهء فتح دست یازید
ارگ بم دیگری بسازید
|